بازدارندگی نوین ایران؛ چالش بزرگ برای راهبردهای آمریکا

بازدارندگی نوین ایران؛ چالش بزرگ برای راهبردهای آمریکا

در سال‌های اخیر، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر سه ستون اصلی شبکه اطلاعاتی گسترده، صنایع پهپادی پیشرفته و زرادخانه موشکی متنوع، معادلات امنیتی منطقه غرب آسیا را دستخوش تغییرات بنیادین و ارتش آمریکا را مستأصل کرده است.

 

به گزراش هفت مهر – محمد زرچینی؛ ایران در دو دهه اخیر، با ترکیب هوشمندانه سه عنصر اشراف اطلاعاتی، فناوری پهپادی ارزان و در دسترس و زرادخانه موشکی متنوع، معادلات امنیتی منطقه غرب آسیا را بازتعریف کرده است. این ترکیب، به نیروهای مسلح ایران این امکان را داده است که بدون ورود به جنگ کلاسیک و بدون نیاز به نیروی هوایی متعارف، بازدارندگی مؤثری در برابر نیرو‌های بسیار مجهزتر ایجاد کنند.

آنچه این تحلیل نشان می‌دهد، نه «شکست» یک طرف و «پیروزی» طرف دیگر، بلکه تغییر ماهیت نبرد از جنگ‌های کلاسیک با برتری هوایی مطلق، به نبرد‌های نامتقارن با تسلیحات ارزان، دقیق و فراوان است. در این معادله جدید، هزینه دفاع به‌شدت بالا رفته و آسیب‌پذیری پایگاه‌های ثابت ارتش ایالات متحده آمریکا در جنگ رمضان افزایش یافته است. برای واشنگتن، این تحولات به معنای ضرورت بازنگری در دکترین استقرار نیروها، سرمایه‌گذاری در پدافند چندلایه و کاهش وابستگی به پایگاه‌های ثابت است و برای تهران، به معنای تداوم مسیر خودکفایی دفاعی و استفاده از ابزار‌های نامتقارن به‌عنوان اهرم بازدارندگی و چانه‌زنی سیاسی.

نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران با همین راهبرد توانستند در جنگ رمضان پایگاه‌های نظامی آمریکا را مورد اصابت شدید قرار دهند و این موضوع مهم، مورد تأیید رسانه‌های سرشناس آمریکایی نیز بوده است.

روزنامه وال استریت ژورنال در این زمینه می‌گوید: از زمان آغاز عملیات موسوم به خشم حماسی از سوی آمریکا، ایران بیش از ۲ هزار حمله (تلافی‌جویانه‌ی) هوایی، موشکی و پهپادی در سراسر خاورمیانه (غرب آسیا) انجام داده و حداقل به ۲۰ سایت در هشت کشور مورد استفاده ارتش آمریکا آسیب رسانده است.

این روزنامه می‌افزاید: ایران تاکنون ۱۳ میلیارد دلار فقط برای آمریکا از طریق خسارات تجهیزاتی و خسارت به تأسیسات هزینه داشته است؛ در حقیقت ۴۲ هواگرد آمریکایی در حملات ایران منهدم شدند یا آسیب دیدند.

علل و عوامل مختلفی در پیروزی‌های نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران نقش دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به اشراف اطلاعاتی، تمرکز بر روی پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان‌قیمت و استفاده از سیستم‌های اطلاعاتی پیشرفته برای حمله به عمق مواضع دشمن است.

اشراف اطلاعاتی نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران

اندیشکده «مؤسسه مطالعات جنگ» (ISW) در گزارش‌های متعدد خود تأیید کرده که گروه‌های مسلح مورد حمایت ایران در عراق (گروه‌های مقاومت)، به اطلاعات دقیق و به‌روزی از پایگاه‌هایی مانند عین‌الاسد، اربیل، التاجی و ویکتوری دسترسی دارند. این اطلاعات از طریق ترکیبی از شناسایی انسانی، شنود الکترونیک (SIGINT) و تصاویر ماهواره‌ای تجاری تأمین می‌شود.

گزارش سالانه «ارزیابی تهدیدات جهانی» که توسط دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا (ODNI) منتشر می‌شود، بار‌ها ایران را به‌عنوان یکی از فعال‌ترین بازیگران اطلاعاتی در خاورمیانه معرفی کرده است. در ارزیابی‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، بر توانایی ایران در «شناسایی پیشرفته و هدف‌گیری دقیق» تأکید شده است.

نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران همچنین در جنگ ۴۰ روزه رمضان و در نبرد حساس هرمز به خوبی نشان دادند که پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا را به خوبی می‌شناسند؛ در این زمینه، حملات سنگین و البته دقیق نیرو‌های مسلح ایران به پایگاه‌های نظامی «الظفره»، «عریفجان»، «بوبیان»، «الخرج»، «عقبه»، «موفق السلطی»، «العدید»، «علی السالم»، «شیخ عیسی» و … به خوبی نشان داد که ایران با اطلاع قبلی توانسته ضربات مهلکی را بر پیکره دشمن آمریکایی وارد کند.

یکی از نقاط قوت اصلی اطلاعاتی ایران، حضور عمیق معنوی در ساختار برخی کشور‌های منطقه است. از زمان سقوط صدام در ۲۰۰۳، ایران شبکه‌ای از روابط را با احزاب و نیرو‌های حشدالشعبی و حتی بخش‌هایی از نهاد‌های عراق و برخی از کشور‌های منطقه ایجاد کرده است. این شبکه به تهران این امکان را می‌دهد که محل استقرار نیروها، نوع تجهیزات، ساعات جابه‌جایی و آسیب‌پذیری‌های امنیتی پایگاه‌ها، شناخت روتین‌های پروازی، زمان‌های سوخت‌گیری هواگرد‌ها و چرخه‌های نگهبانی و آگاهی از مسیر‌های تأمین، انبار‌های مهمات و نقاط حساس زیرساختی با دقت رصد کند و مورد اصابت قرار دهد.

یکی دیگر از شمول اشراف اطلاعاتی ایران در همین جنگ رمضان را که ریشه در گذشته هم دارد، همین مقابله جدی و اصولی با تروریست‌های تجزیه‌طلب اقلیم شمال عراق است؛ در حالی که ارتش ایالات متحده آمریکا سلاح‌های بسیاری را به تجزیه‌طلبان اقلیم شمال عراق تحویل داده بود، اما این تروریست‌ها با ضربات برق‌آسا و دقیقی که ایران به آن‌ها وارد کرد، نتوانستند از سلاح‌های خود استفاده کنند.

«دونالد ترامپ» رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در این زمینه می‌گوید: آمریکا برای معترضان اسلحه فرستاد؛ ما کلی اسلحه برایشان فرستادیم، از طریق کرد‌ها فرستادیم؛ فکر می‌کنم کرد‌ها آنها را نگه داشتند. این در حالی است که در حقیقت، تجزیه‌طلبان اقلیم شمال عراق سلاح‌ها را نگه نداشتند؛ بلکه فرصت استفاده از آن را نداشتند؛ چرا که ضربات ویرانگر نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران زاغه‌های مهمات تجزیه طلبان را به آتش کشید و این دقیقاً ناشی از همان اشراف اطلاعاتی ایران است.

شکل دیگری از اشراف اطلاعاتی، همدلی مردم برخی از کشور‌های منطقه و همچنین عناصر ضد امپریالیستی در ارتش‌های کشور‌های منطقه همچون اردن است. زمانی که نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران مراکز دقیق نظامی در اردن را هدف قرار دادند، از ارتش و مردم این کشور به خاطر داده‌های اطلاعاتی دقیق آن‌ها تشکر کردند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه با صدور اطلاعیه‌ای از ملت و ارتش اردن قدردانی و خطاب به آنان اعلام کرد: سرزمین مقدس اردن قدمگاه انبیاست و جای اشغالگران و جنایتکاران بین المللی نیست؛ هیچ فرصتی را برای تخریب موسسات آمریکایی در اردن و اخراج سربازان آمریکایی از اردن را از دست ندهید.

قدرت پهپادی و موشکی ایران

ایران در دو دهه اخیر یکی از بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین برنامه‌های پهپادی جهان را توسعه داده است. بر اساس گزارش‌های مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) در لندن و مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در واشنگتن، مهم‌ترین خانواده‌های پهپادی ایران «شاهد»، «مهاجر»، «فطرس» و «کرار» هستند.

پهپاد شاهد-۱۳۶ (Shahed-۱۳۶)

پهپاد انتحاری با برد حدود ۲۰۰۰ کیلومتر، هزینه تولید بسیار پایین (برآورد ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار) و قابلیت حمله به اهداف ثابت. این پهپاد در جنگ اوکراین نیز مورد استفاده قرار گرفته و توجه جهانی را به خود جلب کرده است.

پهپاد شاهد-۱۲۹ (Shahed-۱۲۹)

پهپاد شناسایی-رزمی با برد عملیاتی ۱۷۰۰ کیلومتر و قابلیت حمل موشک‌های هدایت‌شونده. این پهپاد قابلیت پرواز تا ۲۴ ساعت را دارد.

پهپاد مهاجر-۶ (Mohajer-۶)

پهپاد تاکتیکی با قابلیت حمل بمب‌های هدایت‌شونده قائم، که هم برای شناسایی و هم برای حمله به کار می‌رود.

پهپاد فطرس و کرار

پهپاد‌های بلندپرواز و تهاجمی با برد‌های بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر.

نکته کلیدی در دکترین پهپادی ایران، تاکتیک حمله انبوه و اشباع سامانه پدافند هوایی دشمن است. تهران نشان داده که می‌تواند ده‌ها یا صد‌ها پهپاد را به‌صورت هم‌زمان و از مسیر‌های مختلف به سمت اهداف هدایت کند. این تاکتیک، سامانه‌های پدافند هوایی گران‌قیمت حریف را اشباع می‌کند. حمله آوریل ۲۰۲۴ ایران به سرزمین‌های اشغالی (عملیات وعده صادق) که در آن بیش از ۳۰۰ پهپاد و موشک به‌صورت هم‌زمان شلیک شد، نمونه بارز این دکترین بود؛ اگرچه این عملیات‌ها مستقیماً علیه رژیم «اسرائیل» انجام شدند، اما پیامد‌های آن‌ها برای محاسبات امنیتی ایالات متحده آمریکا نیز بسیار مهم بود. شلیک هم‌زمان صد‌ها پهپاد، موشک کروز و موشک بالستیک، نشان داد که ایران توانایی اجرای حملات ترکیبی در مقیاس بزرگ را دارد. اگرچه بخشی از این پرتابه‌ها رهگیری شدند، اما خودِ توانایی شلیک هم‌زمان چنین حجمی، بر معادلات بازدارندگی، اثرگذار است.

قدرت موشکی نیرو‌های مسلح ایران

ایران بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین زرادخانه موشکی منطقه غرب آسیا را در اختیار دارد. طبق گزارش‌های منتشرشده توسط آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) و اندیشکده‌های مستقل موشک‌های بالستیک شامل خانواده‌های سجیل (برد ۲۰۰۰ کیلومتر)، قدر و عماد (برد ۱۷۰۰-۱۹۵۰ کیلومتر)، خیبرشکن (برد ۱۴۵۰ کیلومتر) و فاتح (برد‌های کوتاه‌تر). نسل جدید موشک‌های هایپرسونیک مانند «فتاح» نیز معرفی شده‌اند؛ موشک‌های کروز شامل سومار، هویزه و پاوه با برد‌های مختلف و موشک‌های ضدکشتی مانند خلیج فارس و هرمز برای مقابله با ناوگان دریایی به خوبی می‌توانند تمرکز دشمنان را برهم ریخته و به دارایی‌های آن‌ها در منطقه آسیب جدی وارد کنند؛ همچنین دقت این موشک‌ها در سال‌های اخیر به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است؛ برای مثال در عملیات ژانویه ۲۰۲۰ علیه پایگاه عین‌الاسد، موشک‌های بالستیک ایران با دقت قابل‌ ملاحظه‌ای به نقاط مشخصی در پایگاه اصابت کردند.

همچنین در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی هم، موشک‌های بالستیک ایران قلب دشمنان را با دقت مورد اصابت قرار داد و خسارات فراوانی به آن‌ها وارد کرد.

ترکیب پهپاد و موشک؛ دکترین حمله ترکیبی نیرو‌های مسلح ایران 

نقطه قوت اصلی ایران، توانایی ترکیب هم‌زمان پهپاد‌ها و موشک‌ها در یک حمله واحد است. در این سناریو، پهپاد‌ها به‌عنوان طعمه برای اشباع رادار‌ها و سامانه‌های پدافندی عمل می‌کنند، در حالی‌که موشک‌های بالستیک و کروز مسیر اصلی حمله را طی می‌کنند. این تاکتیک، هزینه دفاع را به‌شدت افزایش می‌دهد؛ شلیک یک موشک پاتریوت یا تاد برای رهگیری یک پهپاد ۲۰ تا ۵۰ هزار دلاری یا یک موشک ۷۰ تا ۱۱۰ هزار دلاری، میلیون‌ها دلار هزینه دارد؛ البته در «نبرد هرمز» که در ادامه‌ی جنگ تحمیلی سوم رقم خورد، شاهد بودیم که حتی شلیک همزمان ۱۲ فروند پاتریوت هم نتوانست به خنثی‌کردن یک موشک پیشرفته ایرانی کمک کند و ایران در این زمینه به توفیقات چشمگیری در برابر ارتش تروریستی آمریکا دست یافت.

گزارش‌های متعدد اندیشکده‌هایی ماننسی «اس آی اس CSIS» بر این نکته تأکید دارد که پایگاه‌های ثابت و از پیش شناخته‌شده، در برابر حملات موشکی دقیق آسیب‌پذیرند؛ همچنین ایران با سرمایه‌گذاری در شناسایی و هدف‌گیری، این آسیب‌پذیری را به‌خوبی شناسایی و در دکترین خود لحاظ کرده است.

به نظر می‌رسد که ادامه جنگ با ایران، برای ارتش تروریست آمریکا و پنتاگون هزینه‌ساز خواهد بود؛ موضوعی که هم ژنرال «دن کین» رئیس ستاد ارتش آمریکا و هم «دونالد ترامپ» رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به آن واقف هستند و ادامه مذاکرات هم دلیلی جز قدرت ایران ندارد. نکته قابل تأمل این است که در داخل هم باید شرایط اقتصادی همچون پیش‌زمینه‌های نظامی با دقت تدارک دیده شود تا دشمن نتواند آنچه که با جنگ نتوانسته انجام دهد از طریق محاصره و اِعمال فشار بر معیشت مردم به ثمر برساند؛ لذا لازم است که دولتمردان هم همچون نیرو‌های مسلح وظایف خود را با تلاش و دقت عمل بیشتری پی بگیرند تا کشور از این پیچ تاریخی عبور و در مسیر تبدیل‌شدن به یک قدرت جهانی حرکت کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *