هفت مهر ، حامد جوادی – سکوت قبل از طوفان ، در روزهایی که نگاه معاملهگران به نرخ بهره و اشتغال آمریکا دوخته شده، یک تحول خاموش اما بنیادین در حال رخ دادن است؛ تحولی که شاید از همهی اخبار روزمرهی بازار مهمتر باشد. کشورهای اروپایی، بهویژه آلمان و فرانسه، بهصورت محرمانه و بعضاً آشکار، محمولههای عظیم طلای خود را از خزانههای زیرزمینی فدرال رزرو در نیویورک خارج کرده و به خاک اروپا منتقل میکنند. این «فرار طلا» دیگر یک شایعه نیست؛ بلکه تبدیل به یک سیاست راهبردی در قلب اروپا شده است؛ سیاستی که زنگ خطری جدی برای فروپاشی تدریجی اعتماد به فدرال رزرو و نظام دلاری بهصدا درآورده است.
اتحادیهی اروپا سه دهه است که بخش قابلتوجهی از ذخایر طلای خود را در نیویورک نگهداری میکند؛ اما سه عامل کلیدی باعث شده که این اعتماد تاریخی بشکند:
۱-۱ ریسک توقیف داراییها به سبک روسیه
وقتی غرب داراییهای روسیه را پس از حمله به اوکراین مسدود کرد، این پیام برای اروپا ارسال شد که «امنیت مالی» مفهومی سیاسی است، نه حقوقی. مقامات آلمانی بهصراحت اعلام کردهاند که اگر فردا اختلافی تجاری یا سیاسی با واشنگتن پیش آید، طلای آنها در نیویورک به گروگان تبدیل خواهد شد.
۱-۲ کسری بودجهی سرسامآور آمریکا
با عبور بدهی ملی آمریکا از مرز ۳۵ تریلیون دلار، اروپا بهدرستی نگران است که فدرال رزرو در بحران بعدی، برای نجات اقتصاد خود، دست به «تسویهسازی پنهان» یا کنترل شدید سرمایه بزند. در چنین سناریویی، داشتن طلا در خارج از مرزها، یعنی از دست دادن کنترل بر حیاتیترین پشتوانهی پولی.
۱-۳ تولد دوبارهی ( امنیت فیزیکی )
این حرکت، بازگشت به یک اصل کهن در اقتصاد است: طلایی که در دسترس نباشد، ارزشی ندارد. اروپاییها ترجیح میدهند طلای خود را در خزانههای فرانکفورت یا پاریس نگهداری کنند تا در بحران ارزی، بدون نیاز به تأیید واشنگتن، از آن بهعنوان پشتوانهی یورو استفاده کنند.
در کوتاهمدت، خودِ جابهجایی محمولهها تأثیر مستقیمی روی قیمت نمیگذارد، زیرا صرفاً مکان ذخیرهسازی تغییر میکند و نه مالکیت. اما تأثیر غیرمستقیم آن بسیار عمیقتر است:
در هفتههای آینده، انتظار میرود این خبر بهعنوان کاتالیزوری برای شکستن مقاومتهای تاریخی قیمت عمل کند. سناریوی محتمل، حرکت قیمت بهسمت کانال ۲۷۰۰ تا ۲۸۰۰ دلار در میانمدت است، مشروط به تضعیف شاخص دلار.
مهمترین پیام این رویداد، چیزی فراتر از نوسان قیمت است:
۳-۱ ایجاد بازار دوگانهی طلا
اگر انتقال ذخایر ادامه یابد، بهتدریج شاهد شکلگیری دو بازار مجزا خواهیم بود: طلا در اروپا که بهعنوان پشتوانهی واقعی یورو عمل میکند و طلا در آمریکا که بهیک کالای مالی صرف تبدیل میشود. این شکاف، اختلاف قیمت بین بازارهای لندن و نیویورک را دائمی میکند.
۳-۲ افزایش نرخ خرید بانکهای مرکزی
بانکهای مرکزی سایر کشورها (بهویژه چین، هند و کشورهای حاشیهی خلیجفارس) این حرکت اروپا را یک هشدار جدی تلقی خواهند کرد و برای کاهش وابستگی به دلار، نرخ خرید طلای سالانهی خود را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهند. این یعنی تقاضای ساختاری جدیدی در سطح جهانی متولد خواهد شد.
۳-۳ طلا دیگر یک فلز نیست ، یک ارز پشتیبان است
اروپا با این اقدام، عملاً اعلام کرده که طلا را نه بهعنوان یک کالای سرمایهای، بلکه بهعنوان ستون فقرات نظام پولی مستقل از آمریکا میبیند. این تغییر نگرش، ارزش ذاتی طلا را در بلندمدت بهطور بنیادین افزایش میدهد و آن را از یک دارایی ریسکگریز به یک دارایی ژئوپلیتیکی تبدیل میکند.
برای سرمایهگذاران:
پیشبینی نهایی: با تداوم این روند، قیمت طلا در افق ۱۲ تا ۱۸ ماهه، امکان عبور از مرز ۳۰۰۰ دلار را خواهد داشت، مشروط بر اینکه بحران اعتماد به نظام دلاری تشدید شود.
تذکر : این مقاله صرفاً جنبهی تحلیلی داشته و توصیهی خرید یا فروش نیست. همواره قبل از هر تصمیم سرمایهگذاری، با مشاور مالی خود مشورت کنید.
تمام حقوق برای پایگاه خبری ، تحلیلی هفت مهر محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی توسط فامو