بازسازی پارس جنوبی؛ وقتی زمان، خودِ پروژه است

بازسازی

قراردادهای بازسازی پالایشگاه‌های آسیب‌دیده پارس جنوبی در حالی وارد مرحله اجرا شده‌اند که شاید مهم‌ترین شاخص موفقیت این پروژه‌ها نه حجم قرارداد و نه حتی میزان سرمایه‌گذاری، بلکه زمان بازگشت تولید باشد.
پالایشگاه سوم پارس جنوبی، یعنی فازهای ۴ و ۵، سال‌ها یکی از بخش‌های مهم زنجیره تولید گاز کشور بوده است. اکنون که بازسازی آن در دستور کار قرار گرفته، یک پرسش مهم مطرح می‌شود:
آیا ترکیب کنسرسیوم انتخاب‌شده، سریع‌ترین مسیر برای بازگرداندن تولید به مدار است؟
بازسازی یک پالایشگاه آسیب‌دیده با ساخت یک پروژه جدید تفاوت دارد. در چنین پروژه‌ای، شناخت دقیق سایت، طراحی و تجهیزات موجود، تأسیسات جانبی، شرایط عملیاتی، مسیرهای تأمین و زیرساخت‌های اجرایی می‌تواند زمان قابل توجهی از پروژه کم کند.
در صنعت نفت ایران، مجموعه‌هایی مانند پتروپارس و نیرپارس سابقه مستقیم فعالیت در پارس جنوبی دارند. پتروپارس علاوه بر سابقه توسعه فازهای پارس جنوبی، در مرحله آواربرداری، پاکسازی و ایمن‌سازی فازهای ۴ و ۵ نیز حضور داشته است. نیرپارس نیز سابقه اجرای پروژه‌های مهندسی، تأمین، اجرا و تعمیرات اساسی در تأسیسات پارس جنوبی را در کارنامه دارد.
اما طرح نام این شرکت‌ها به معنای آن نیست که باید مجری پروژه می‌شدند. مسئله، نام شرکت نیست؛ مسئله، هزینه زمان است.
اگر شرکت‌هایی با شناخت قبلی از سایت و زیرساخت اجرایی مناسب در فرآیند ارزیابی حضور داشته‌اند، پرسش این است که این مزیت‌ها چه وزنی در انتخاب نهایی داشته‌اند؟
در مقابل، کنسرسیوم‌های منتخب نیز باید فرصت داشته باشند توانایی خود را اثبات کنند. معیار قضاوت، نام اعضای کنسرسیوم نیست؛ بلکه سرعت تجهیز، تأمین تجهیزات، مدیریت پروژه و زمان واقعی بازگشت واحدها به مدار است.
اینجاست که مفهوم «هزینه زمان» اهمیت پیدا می‌کند.
در پروژه‌های معمولی، تأخیر چند ماهه ممکن است صرفاً به افزایش هزینه‌های پروژه منجر شود؛ اما در پروژه‌ای که هدف آن احیای ظرفیت تولید گاز است، تأخیر می‌تواند به معنای ادامه کاهش تولید و افزایش فشار بر سایر منابع تأمین انرژی باشد.
بنابراین شاید در ارزیابی چنین پروژه‌ای باید یک سؤال کلیدی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد:
کدام گزینه می‌تواند سریع‌تر از مرحله قرارداد به مرحله تولید برسد؟
اگر معیارهای انتخاب کنسرسیوم‌ها شامل توان مالی، تجربه EPC، شناخت سایت، زیرساخت، توان تجهیز سریع و زمان‌بندی واقعی بازگشت تولید بوده است، انتشار این معیارها می‌تواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند.
در غیر این صورت، نگرانی اصلی نه درباره انتخاب یک شرکت خاص، بلکه درباره ریسک زمانی پروژه خواهد بود.
پارس جنوبی امروز به قراردادهای بیشتری نیاز ندارد؛ به ظرفیت تولید بازگشته نیاز دارد.
به همین دلیل، آزمون واقعی کنسرسیوم‌های منتخب از زمان امضای قرارداد آغاز شده است؛ آزمونی که نتیجه آن باید در یک شاخص مشخص دیده شود:
چند ماه تا بازگشت تولید؟

محمدامین جوادی – کارشناس ارشد حوزه انرژی
✍️خبرنگار:دیدبان انرژی
🔗

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *