بریکس؛ میدان تازه‌ای برای افزایش قدرت مانور ایران

بریکس؛ میدان تازه‌ای برای افزایش قدرت مانور ایران

حضور مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در اجلاس سران بریکس در هند، بیش از آنکه یک سفر دیپلماتیک معمول باشد، در بستر تحولاتی معنا پیدا می‌کند که در حال تغییر موازنه قدرت در نظام بین‌الملل است.

 

به گزارش هفت مهر ، اهمیت اجلاس بریکس را باید پیش از هر چیز در تغییراتی جست‌و‌جو کرد که طی سال‌های اخیر در ساختار نظام بین‌الملل شکل گرفته است. نظم مسلط جهانی که برای دهه‌ها بر محوریت آمریکا و نهاد‌های تحت نفوذ غرب تعریف می‌شد، امروز با چالش جدی قدرت‌های نوظهور مواجه است. رشد اقتصادی چین و هند، افزایش نقش روسیه در معادلات امنیتی، ظهور قدرت‌های جدید در آسیا و گسترش همکاری‌های جنوب جهانی، همگی نشان می‌دهد که توزیع قدرت در جهان در حال پیچیده‌تر شدن است.

بریکس در چنین شرایطی اهمیت پیدا می‌کند. این مجموعه اگرچه در ابتدا بیشتر با هدف همکاری اقتصادی میان چند اقتصاد بزرگ نوظهور شکل گرفت، اما گسترش اعضا نشان داده که ظرفیت آن می‌تواند فراتر از یک چارچوب اقتصادی محدود باشد. ورود اعضای جدید، افزایش سهم کشور‌های عضو از اقتصاد و جمعیت جهان و طرح مباحثی مانند استفاده بیشتر از ارز‌های ملی در مبادلات و اصلاح ساختار‌های مالی بین‌المللی، نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد ظرفیت‌های موازی یا مکمل در برابر سازوکار‌های سنتی اقتصاد جهانی است.

برای ایران، اهمیت این روند دوچندان است. تهران طی سال‌های گذشته با شبکه‌ای از تحریم‌های مالی، بانکی، نفتی و تجاری آمریکا و متحدانش مواجه بوده است. یکی از مهم‌ترین آثار این تحریم‌ها، محدود کردن دسترسی ایران به بازار‌های مالی و تجاری بین‌المللی بوده است؛ بنابراین حضور در مجموعه‌ای متشکل از کشور‌های بزرگ اقتصادی و سیاسی، می‌تواند امکان‌های جدیدی برای کاهش بخشی از این محدودیت‌ها ایجاد کند.

البته نباید بریکس را راه‌حلی فوری برای تحریم‌های ایران تصور کرد. این مجموعه یک اتحاد نظامی یا پیمان سیاسی الزام‌آور نیست و اعضای آن نیز در همه مسائل دارای منافع مشترک نیستند. حتی میان اعضای بریکس درباره بسیاری از موضوعات اختلاف نظر وجود دارد؛ بنابراین انتظار اینکه بریکس به شکل مستقیم و فوری تحریم‌های ایران را خنثی کند، واقع‌بینانه نیست.

اما ارزش بریکس دقیقاً در جای دیگری است: افزایش گزینه‌های ایران.

در سیاست بین‌الملل، قدرت یک کشور تنها به توان نظامی یا اقتصادی آن وابسته نیست؛ میزان گزینه‌های در دسترس نیز بخشی از قدرت ملی محسوب می‌شود. هرچه تهران بتواند شرکای اقتصادی بیشتری پیدا کند، مسیر‌های تجاری متنوع‌تری در اختیار داشته باشد، روابط مالی خود را با کشور‌های بیشتری توسعه دهد و در نهاد‌ها و سازوکار‌های چندجانبه حضور فعال‌تری داشته باشد، قدرت مانور آن در برابر فشار خارجی افزایش خواهد یافت.

از این منظر، حضور رئیس‌جمهور ایران در اجلاس بریکس را می‌توان بخشی از راهبرد کاهش آسیب‌پذیری در برابر یک‌جانبه‌گرایی آمریکا دانست. مسئله صرفاً «شرق در برابر غرب» نیست؛ بلکه موضوع اصلی، ایجاد تنوع در روابط خارجی و جلوگیری از قرار گرفتن اقتصاد و سیاست خارجی ایران در وضعیتی است که یک بازیگر خارجی بتواند بخش بزرگی از گزینه‌های کشور را مسدود کند.

موضوع دیگر، ظرفیت اقتصادی بریکس است. اعضای این مجموعه بخش قابل توجهی از تولید، جمعیت، منابع انرژی و بازار مصرف جهان را در اختیار دارند. برای ایران که به دنبال توسعه صادرات غیرنفتی، افزایش تجارت منطقه‌ای، جذب سرمایه‌گذاری و توسعه کریدور‌های ترانزیتی است، ارتباط با چنین مجموعه‌ای اهمیت قابل توجهی دارد.

در این میان، همکاری‌های پولی و مالی نیز اهمیت ویژه‌ای دارند. هرچند ایده ایجاد یک نظام مالی مستقل از دلار با موانع جدی مواجه است و نباید درباره تحقق سریع آن اغراق کرد، اما حرکت تدریجی کشور‌های عضو به سمت استفاده بیشتر از ارز‌های ملی و سازوکار‌های پرداخت جایگزین می‌تواند در بلندمدت بخشی از وابستگی تجارت بین‌المللی به شبکه مالی تحت سلطه آمریکا را کاهش دهد.

برای ایران، این مسئله یک موضوع صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً با امنیت ملی ارتباط دارد. تحریم زمانی بیشترین اثر را دارد که کشور هدف، مسیر‌های جایگزین محدودی برای تجارت، انتقال پول، صادرات و واردات داشته باشد؛ بنابراین توسعه شبکه روابط اقتصادی، خود می‌تواند بخشی از راهبرد افزایش تاب‌آوری ملی باشد.

از سوی دیگر، بریکس برای ایران یک تریبون دیپلماتیک نیز محسوب می‌شود. حضور در کنار قدرت‌هایی مانند چین، روسیه و هند و ارتباط با طیف گسترده‌تری از کشور‌های عضو، به تهران امکان می‌دهد دیدگاه‌های خود را درباره تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی در سطحی فراتر از روابط دوجانبه مطرح کند. در شرایطی که غرب تلاش می‌کند ایران را در چارچوب تهدیدات امنیتی تعریف کند، حضور فعال در سازوکار‌های چندجانبه می‌تواند به تهران امکان دهد روایت و منافع خود را در عرصه بین‌المللی پیگیری کند.

با این حال، یک نکته اساسی وجود دارد: عضویت در بریکس به خودی خود دستاورد نیست؛ استفاده از ظرفیت‌های آن دستاورد است. اگر حضور ایران صرفاً به شرکت در اجلاس‌ها، دیدار‌های دیپلماتیک و صدور بیانیه محدود شود، بخش مهمی از ظرفیت این عضویت بلااستفاده خواهد ماند. تهران باید بتواند این حضور را به قرارداد‌های تجاری، پروژه‌های سرمایه‌گذاری، همکاری‌های بانکی، توسعه کریدور‌های ترانزیتی و افزایش صادرات تبدیل کند.

از همین رو، سفر پزشکیان به هند و حضور در اجلاس بریکس را باید در یک چارچوب بزرگ‌تر دید؛ چارچوبی که در آن ایران تلاش می‌کند از موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی، ظرفیت ترانزیتی و بازار داخلی خود برای افزایش نقش در اقتصاد در حال شکل‌گیری آسیا استفاده کند.

در نهایت، بریکس نه یک «منجی» برای اقتصاد ایران است و نه صرفاً یک باشگاه سیاسی جدید. این مجموعه یک ظرفیت در حال شکل‌گیری در نظم چندقطبی جهان است و موفقیت ایران در استفاده از آن، به میزان فعال بودن دیپلماسی اقتصادی و توانایی کشور در تبدیل روابط سیاسی به منافع ملموس بستگی دارد.

اگر نظم جهانی در حال حرکت به سمت چندمرکزی شدن است، ایران نیز باید متناسب با این تحول، تعداد و کیفیت گزینه‌های خود را افزایش دهد. حضور پزشکیان در اجلاس بریکس از این منظر اهمیت دارد: تهران تلاش می‌کند در جهانی که مراکز قدرت در حال افزایش‌اند، سهم خود را از این تغییر نظم مطالبه کند و اجازه ندهد فشار یک قدرت، همه مسیر‌های سیاسی و اقتصادی کشور را مسدود کند.

✍️خبرنگار:عاطفه شرقی
🔗

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *