ناترازی بنزین در انتظار تصمیم؛ دولت هنوز نسخه‌ای برای عبور از بحران ندارد؟

بنزين

از «تغییر قیمت قطعی است» تا «هیچ تصمیمی گرفته نشده»؛ اظهارات متناقض درباره بنزین، پرسش‌های جدی درباره سیاست دولت در مدیریت ناترازی ایجاد کرده است

مسئله بنزین در ایران دیگر صرفاً موضوع قیمت یک فرآورده نیست؛ مسئله‌ای است که به ناترازی تولید و مصرف، افزایش واردات، فشار بر منابع ارزی، قاچاق سوخت و در نهایت بودجه و معیشت خانوارها گره خورده است. با این حال، آنچه طی هفته‌های اخیر بیش از خود قیمت بنزین به چشم می‌آید، بلاتکلیفی در سیاست‌گذاری و نبود یک روایت روشن از سوی دولت است.

در شرایطی که فاصله میان تولید و مصرف بنزین به یکی از مسائل پایدار اقتصاد انرژی ایران تبدیل شده، دولت هنوز نتوانسته یک مسیر روشن و قابل پیش‌بینی برای مدیریت این ناترازی اعلام کند؛ مسیری که مشخص کند قرار است مسئله از طریق قیمت، سهمیه‌بندی، کنترل مصرف، توسعه حمل‌ونقل عمومی، افزایش ظرفیت پالایشی، توسعه CNG یا ترکیبی از این سیاست‌ها حل شود.

از «تغییر قیمت قطعی است» تا «هنوز تصمیمی نگرفته‌ایم»

اظهارات فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، طی هفته‌های اخیر به خوبی نشان‌دهنده همین وضعیت است.

سخنگوی دولت سوم مرداد اعلام کرد که تغییر قیمت یا نحوه سهمیه‌بندی بنزین قطعی است و دولت برای مدیریت مصرف ناگزیر از اجرای راهبردهای جدید خواهد بود.

اما چند روز بعد، در ششم مرداد، روایت تغییر کرد. مهاجرانی اعلام کرد قیمت بنزین سهمیه‌ای تغییر نخواهد کرد و هنوز درباره قیمت بنزین غیرسهمیه‌ای با کارت جایگاه تصمیم نهایی گرفته نشده است. همزمان سهمیه بنزین ۳۰۰۰ تومانی از ۷۰ به ۵۰ لیتر کاهش یافت.

به این ترتیب، افکار عمومی در فاصله‌ای کوتاه با چند پیام متفاوت مواجه شد: تغییر قیمت یا سهمیه قطعی است؛ قیمت سهمیه‌ای تغییر نمی‌کند؛ و برای قیمت بنزین آزاد هنوز تصمیمی گرفته نشده است.

این فقط یک اختلاف در نحوه اطلاع‌رسانی نیست؛ برای بازار و مردم، پیام مهم‌تری دارد: سیاست بنزینی دولت هنوز به یک تصمیم نهایی و منسجم تبدیل نشده است.

ناترازی؛ مسئله‌ای که دیگر نمی‌توان آن را به آینده موکول کرد

در طرف دیگر ماجرا، واقعیت اقتصادی قرار دارد.

مهاجرانی در ششم مرداد اعلام کرد روزانه حدود ۱۰۰ میلیون لیتر بنزین در کشور تولید می‌شود و بخشی از نیاز نیز از طریق واردات تأمین می‌شود؛ وارداتی که نیازمند تخصیص ارز است. او همچنین کاهش ظرفیت تولید پس از جنگ و ضرورت مدیریت مصرف را مورد اشاره قرار داد.

یعنی دولت همزمان با دو مسئله روبه‌روست: رشد تقاضا از یک سو و محدودیت عرضه از سوی دیگر.

اما پرسش اساسی اینجاست که اگر ناترازی بنزین پذیرفته شده است، برنامه عملی دولت برای کاهش آن چیست؟

آیا قرار است مصرف با افزایش قیمت کاهش یابد؟

آیا سیاست سهمیه‌بندی تغییر خواهد کرد؟

آیا دولت می‌خواهد سهمیه را به جای خودرو به کد ملی اختصاص دهد؟

آیا توسعه CNG و حمل‌ونقل عمومی در دستور کار جدی قرار گرفته است؟

آیا برنامه مشخصی برای کاهش مصرف خودروهای پرمصرف وجود دارد؟

و مهم‌تر از همه، برای جبران کسری بنزین تا زمانی که ظرفیت تولید افزایش پیدا کند، چه برنامه‌ای وجود دارد؟

مشکل فقط قیمت نیست

واقعیت این است که حتی اگر دولت فردا تصمیم به افزایش قیمت بنزین بگیرد، مسئله ناترازی به خودی خود حل نخواهد شد.

قیمت تنها یکی از متغیرهای مؤثر بر مصرف است. ساختار خودروها، کیفیت و توسعه حمل‌ونقل عمومی، الگوی سفر شهری، قاچاق، بهره‌وری پایین ناوگان و سیاست‌های یارانه‌ای نیز در شکل‌گیری این ناترازی نقش دارند.

از همین رو، حل مسئله بنزین نیازمند یک بسته سیاستی چندبعدی است، نه صرفاً اعلام یک نرخ جدید.

اتفاقاً مجلس نیز پیش‌تر بر استفاده از سیاست‌های غیرقیمتی و عدالت‌محور برای حل ناترازی تأکید کرده بود و در مردادماه، نمایندگان در بیانیه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور اعلام کردند که با وجود اجرای نرخ سوم، ناترازی بنزین همچنان پابرجاست.

هزینه بلاتکلیفی از هزینه تصمیم بیشتر می‌شود

دولت البته با یک تصمیم ساده مواجه نیست. قیمت بنزین مستقیماً بر معیشت مردم، هزینه حمل‌ونقل، تورم انتظاری و فضای اجتماعی اثر می‌گذارد. بنابراین طبیعی است که تصمیم‌گیری در این حوزه با احتیاط انجام شود.

اما احتیاط با بلاتکلیفی تفاوت دارد.

دولت می‌تواند اعلام کند که فعلاً افزایش قیمت در دستور کار نیست و در مقابل، برنامه‌ای روشن برای کنترل مصرف و افزایش عرضه ارائه کند. یا می‌تواند تصمیم به اصلاح قیمت بگیرد و همزمان سازوکار جبران آثار آن بر دهک‌های پایین درآمدی را توضیح دهد.

آنچه برای اقتصاد و افکار عمومی هزینه‌زاست، وضعیتی است که در آن هر روز یک سناریو مطرح می‌شود و هنوز مشخص نیست سیاست نهایی دولت چیست.

حتی در روزهای اخیر نیز این ابهام ادامه داشته است؛ وزیر نفت در اول شهریور اعلام کرد هنوز تصمیم نهایی درباره تغییر قیمت بنزین گرفته نشده و راهکارهای کاهش فاصله تولید و مصرف در حال بررسی است.

دولت بالاخره باید تصمیم بگیرد

مسئله امروز دیگر این نیست که بنزین لیتری چند تومان خواهد شد. مسئله بزرگ‌تر این است که آیا دولت برای ناترازی بنزین برنامه مشخصی دارد یا همچنان در حال آزمودن سناریوهای مختلف است؟

اگر افزایش قیمت قرار نیست راه‌حل باشد، دولت باید صریحاً بگوید راه‌حل چیست.

اگر قرار است سهمیه‌بندی اصلاح شود، باید سازوکار آن اعلام شود.

اگر سیاست غیرقیمتی در دستور کار است، باید زمان‌بندی و اهداف کمی آن مشخص شود.

و اگر قرار است تولید افزایش پیدا کند، باید معلوم شود ظرفیت جدید از چه محلی و با چه سرمایه‌ای ایجاد خواهد شد.

ادامه وضع موجود یعنی هر سال بخش بیشتری از منابع کشور برای تأمین سوخت مصرف شود، در حالی که ریشه‌های رشد مصرف همچنان پابرجا باقی بماند.

بنزین شاید امروز پنج هزار تومان، ۵۰ هزار تومان یا هر عدد دیگری باشد؛ اما مسئله اصلی، قیمتی نیست که روی تابلوی جایگاه نوشته می‌شود. مسئله این است که چه کسی و با چه برنامه‌ای قرار است فاصله میان تولید و مصرف را پر کند.

و شاید مهم‌ترین پرسش افکار عمومی همین باشد:

دولت برای ناترازی بنزین چه تصمیمی دارد؛ یا هنوز خود دولت هم نمی‌داند؟

هفت مهر؛ محمدامین جوادی – کارشناس ارشد حوزه انرژی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *