سالهاست که با شروع سرما، ناترازی گاز از یک اصطلاح فنی به مسئلهای در زندگی مردم تبدیل میشود. صنایع با محدودیت انرژی روبهرو میشوند و تأمین سوخت نیروگاهها دشوارتر میشود. امسال بخشی از تأسیسات گازی کشور نیز در جنگ آسیب دیده است. بازسازیها آغاز شدهاند، اما طبق برنامههای اعلامشده، تنها بخشی از ظرفیت ازدسترفته تا پایان سال به مدار بازمیگردد. ایران با ظرفیت پیش از جنگ هم زمستانهای دشواری داشت؛ اکنون باید برای زمستانی آماده شود که ظرفیت قابلدسترس آن کمتر است.
امضای قراردادهای بازسازی پالایشگاههای سوم و پنجم پارس جنوبی لازم بود، اما امضای قرارداد بهمعنای بازگشت گاز به شبکه نیست. کارخانه با خبر امضای توافقنامه کار نمیکند و نیروگاه از اعلام پیشرفت پروژه سوخت نمیگیرد. آنچه در روز سرد زمستان اهمیت دارد، حجم گازی است که واقعاً تولید، فرآورش و تحویل شبکه میشود. بخشی از ظرفیت آسیبدیده تا آن زمان همچنان از دسترس خارج خواهد بود.
آسیب پالایشگاهها تنها بخشی از مشکل است. سالها پیش از جنگ هم روشن بود که فشار مخزن پارس جنوبی کاهش مییابد و چاهها بهتدریج توان تولید خود را از دست میدهند. برای مقابله با این روند، طرح فشارافزایی در هفت هاب تعریف شد. پیمانکاران عمومی را معرفی کردند، قراردادهای اصلی را امضا کردند و سرانجام در مرداد ۱۴۰۵ طرح را به تصویب شورای اقتصاد رساندند. اما افت فشار در این مدت منتظر نمانده است. تا زمانی که تجهیزات اصلی تأمین نشوند و تأسیسات ساخته، نصب و راهاندازی نشوند، این قراردادها افت تولید را جبران نمیکنند.
از همین رو باید یک تصور نادرست را کنار گذاشت: فشارافزایی هفت هاب، راه نجات زمستان امسال نیست. برای زمستان سال آینده نیز نمیتوان بر بهرهبرداری از این طرح حساب کرد. تأمین تجهیزات اصلی و اجرای چنین پروژهای زمان میبرد. خبر امضای قرارداد ممکن است این تصور را ایجاد کند که نتیجه نزدیک است، اما افت فشار چاهها در تمام مدتی که پروژه ساخته میشود، ادامه پیدا میکند. هر روز تأخیر در آغاز کار، زمان رسیدن به نتیجه را عقبتر میبرد.
ماجرای فشارافزایی خشکی فاز ۱۹ از این جهت نگرانکننده است. نام ب.س بهعنوان برنده مناقصه مطرح شد، اما شرکت نفت و گاز پارس اعلام کرد که هنوز برنده نهایی مشخص نشده است. بحث بر سر دفاع از این شرکت نیست. اگر پیشنهاد آن شرایط لازم را ندارد، کارفرما باید طبق ضوابط تصمیم دیگری بگیرد و پروژه را پیش ببرد. پروژهای با این اهمیت نباید در فاصله میان بررسی پیشنهادها و تصمیم نهایی معطل بماند.
اگر ب.س مناسب است، مسئولان باید قرارداد را تعیینتکلیف کنند و کار را به جریان بیندازند. اگر مناسب نیست، باید راه قانونی بعدی را بیدرنگ انتخاب کنند. شاید لازم باشد مناقصه اصلاح یا دوباره برگزار شود؛ شاید هم گزینه واجد شرایط دیگری وجود داشته باشد. هرکدام از این تصمیمها مسئولیت دارد، اما تصمیم نگرفتن نیز هزینه دارد. این هزینه روی کاغذ مناقصه باقی نمیماند و در نهایت به برنامه تولید منتقل میشود.
افت فشار چاهها منتظر جمعبندی جلسات نمیماند. زمستان هم به تقویم اداری پروژهها اعتنا نمیکند. وقتی تصمیم درباره یک پروژه حیاتی به تعویق میافتد، اثر آن ممکن است چند سال بعد به شکل گاز کمتر و محدودیت بیشتر برای صنایع آشکار شود. کسانی که آن روز هزینه را میپردازند، لزوماً همان کسانی نیستند که امروز اختیار تصمیمگیری را دارند.
برای زمستان پیش رو باید واقعیت را روشن گفت: بازسازیها تمام ظرفیت ازدسترفته را بهموقع بازنمیگردانند و طرح فشارافزایی نیز هنوز نمیتواند افت تولید را جبران کند. مردم و صاحبان صنایع حق دارند بدانند کشور با چه ظرفیت واقعی وارد فصل سرما میشود و برنامه تأمین گاز بر پایه چه اعدادی تنظیم شده است. پاسخ به این مطالبه، وعده تازه نیست؛ ارائه آمار واقعی و برنامهای است که بتوان آن را سنجید.
تمام حقوق برای پایگاه خبری ، تحلیلی هفت مهر محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی توسط فامو