با افزایش نارضایتی در دولت ترامپ از بنبست مذاکرات و نقضهای مکرر آتشبس، ایالات متحده ممکن است خود را برای بازگشت به درگیری تمامعیار با ایران آماده کند.
به گزارش هفت مهر ، مرکز صوفان در نیویورک در مقالهای به بررسی احتمال شروع جنگ تمام عیار آمریکا با ایران پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
یکی از چالشهای دستیابی به توافق این است که، حداقل در ظاهر، هم ایران و هم آمریکا معتقدند که بر دیگری اهرم فشار دارند و هر دو طرف تمایل به اشتباه در محاسبه عزم و تواناییهای یکدیگر نشان دادهاند.
آمریکا همچنین قدرت مقاومت نظام ایران را دست کم گرفته و آموخته است که تضعیف تواناییهای نظامی لزوماً به معنای تسلیم یا امتیازات بزرگ در پای میز مذاکره نیست.
با افزایش نارضایتی در دولت ترامپ از بنبست مذاکرات و نقضهای مکرر آتشبس، ایالات متحده ممکن است خود را برای بازگشت به درگیری تمامعیار با ایران آماده کند.
تبادل حملات بین دو طرف، حداقل تا به امروز، به تشدید کامل منجر نشده است، اما ممکن است به دنبال شش روز متوالی درگیری، این وضعیت تغییر کند.
ایران به کشتیهای تجاری که قصد عبور از تنگه هرمز را داشتهاند، آتش گشوده که منجر به حملات آمریکا به طیفی از اهداف ایرانی از جمله تأسیسات پدافند هوایی، مراکز فرماندهی و کنترل و تأسیسات نظارتی شده است.
نیروی دریایی آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را از سر گرفته است. در روزهای اخیر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مورد دوام آتشبس تردید ایجاد کرده و دیدگاه خود را درباره رهبران ایران تغییر داده است؛ کسانی که ماه گذشته آنها را «باهوش» و «بسیار کمتر افراطی» ستوده بود، اکنون آنها را «آدمهای پست»، «وحشی»، «خشن» و «بیمار» خطاب میکند.
رهبران ایران بر این باورند که پس از تحمل ماهها کارزار نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، با وجود چالشهای عظیم پیش رو برای بازسازی زیرساختهای کشور و تثبیت اقتصاد آسیبدیده، ابتکار عمل را در دست دارند.
به تازگی، (آیت الله) مجتبی خامنهای، پسر رهبر فقید، آیتالله علی خامنهای، بیانیهای صادر کرد که در آن آمده: «ما متعهد میشویم که خون رهبر شهید و همه شهیدان این دو جنگ را از قاتلان جنایتکار و رسوا گرفته و انتقام بگیریم.»
پس از آنکه ایالات متحده در ژانویه ۲۰۲۰، قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و سپس در اواخر فوریه سال جاری، خامنهای ۸۶ ساله را به (شهادت) رساند، این امری اجتنابناپذیر است که رئیسجمهور ترامپ و احتمالاً دیگر مقامات عالیرتبه دفاعی و نظامی آمریکا، همچنان در فهرست اهداف ایران باقی بمانند.
دیروز، «مقاومت اسلامی عراق» که چتری برای شبهنظامیان تحت حمایت ایران در عراق است، بیانیهای آنلاین منتشر کرد و مبلغ ۱۰ میلیون دلار برای هر کسی که رئیسجمهور ترامپ را بکشد، جایزه تعیین کرد.
صرفنظر از اینکه چه اتفاقی برای آتشبس و مذاکرات آینده میافتد، به نظر میرسد که آمریکا و ایران در مسیر برخورد باقی خواهند ماند. حتی اگر توافقی حاصل شود، اسرائیل که طرف توافق نیست، به مبارزه با ایران و نیابتیهای آن در لبنان، غزه و جاهای دیگر ادامه خواهد داد و این امر بر دوام هر گونه راهحل مذاکرهای بین ایران و آمریکا تأثیر خواهد گذاشت.
یکی از چالشهای دستیابی به توافق این است که، حداقل در ظاهر، هم ایران و هم آمریکا معتقدند که بر دیگری اهرم فشار دارند و هر دو طرف تمایل به اشتباه در محاسبه عزم و تواناییهای یکدیگر نشان دادهاند.
در مواقع دیگر، به نظر میرسد که هر دو طرف در حال بازی با دست ضعیف خود هستند. در حالی که رئیسجمهور ترامپ اغلب به پایان کار عملیات «پتک نیمهشب» در تابستان گذشته اشاره میکند، تبلیغات ایران مملو از ارجاعاتی است که به دههها قبل بازمیگردد و این درگیری را قسمت دیگری از نبردی طولانیمدت میداند که حتی به قبل از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بازمیگردد.
با این حال، گروههای رهبری که در حال حاضر در ایران بر سر کار هستند، از جمله محمدباقر ذوالقدر (دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران)، احمد وحیدی (فرمانده کل سپاه پاسداران) و محسن رضایی، مشاور ویژه نظامی رهبر جدید، توسط اطلاعات آمریکا حتی تندروتر از پیشینیان خود ارزیابی شدهاند.
این افراد دو دهه و نیم گذشته را به توطئهچینی علیه ارتش آمریکا در عراق و افغانستان گذراندهاند، در حالی که نحوه جنگیدن نیروهای مسلح آمریکا را تماشا میکردند. آنها همچنین درک عمیقی از فضای اطلاعاتی دارند و در این جنگ به طرز ماهرانهای از تبلیغات مؤثر استفاده کردهاند.
دسته فعلی رهبران، مسلطتر بر رسانهها و وابستگی کمتری به نهاد روحانیت دارند و بیشتر از میان سپاه پاسداران، ارتش و دستگاههای اطلاعاتی برخاستهاند.
رهبران ایرانی با گرایشهای سیاسیتر، از جمله مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، از نظر قدرت، نفوذ و تصمیمسازی به حاشیه رانده شدهاند.
با وجود اختلاف نظر واقعی بر سر آنچه که تفاهمنامه (MOU) در مورد کنترل تنگه هرمز میگوید، تهران به احتمال زیاد از حاکمیت خود بر این تنگه راهبردی دریایی دست نمیکشد.
ایران تشخیص داده است که هر زمان که لازم بداند، میتواند با تهدید به اختلال در کشتیرانی تجاری دریایی، بازارهای جهانی انرژی را مختل کند.
رهبران ایران بر این باورند که اگر بتوانند به طور مؤثر از این تهدید استفاده کنند، در حالی که ذخایر موشکی و پهپادی خود را دوباره پر کرده و نیابتیهای خود را بازسازی کنند، میتوانند به دنبال هژمونی منطقهای باشند.
به گزارش والاستریت ژورنال، رئیسجمهور ترامپ، پس از روزها جلسه توجیهی با دستیارانش، به تشدید عملیات نظامی آمریکا در ایران، از جمله حمله احتمالی به یک مجموعه تونلی در کوه کلنگ (Pickaxe Mountain)، که یک مکان مرتبط با هستهای در ایران است، تمایل پیدا کرده است.
در حالی که رئیسجمهور ترامپ از نظر تاریخی سعی داشته از تهاجم زمینی نظامی آمریکا به ایران که تشدید قابل توجهی در جنگ پنج ماهه خواهد بود و مخالفت داخلی را برمیانگیزد، اجتناب کند، ظاهراً این موضوعی است که او به طور فعال در حال بررسی آن است.
ایران روی افزایش قیمت نفت ناشی از بحران تنگه هرمز و انتخابات میاندورهای پیشروی آمریکا به عنوان عوامل محدودکننده برای ترامپ حساب میکند، کسی که مکرراً از ترجیح خود برای توافق سخن گفته است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و مذاکرهکننده ارشد آن، گفت که ایران آماده جنگ است، اما نسبت به راهحل دیپلماتیک نیز باز است.
همانطور که دولت ترامپ به دنبال ایجاد هر اهرم فشاری برای تفاهمنامهای آینده است که امتیازات بیشتری از ایران بگیرد، استراتژی تشدید آن، خاورمیانه را به تشدید کامل نزدیکتر میکند.
در حالی که آمریکا به دنبال یافتن مسیری برای پیروزی، هم از نظر سیاسی و هم نظامی، دست و پا میزند، ایران نشانههای چندانی از عقبنشینی از موضع خود در مورد کنترل تنگه هرمز، نیابتیهای خود، سبک حکومت و موضع خصمانه خود در برابر آمریکا و اسرائیل نشان نمیدهد. این وضعیت، مسیری نامشخص را برای منطقه در ماههای آینده ترسیم میکند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری ، تحلیلی هفت مهر محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی توسط فامو