امروز: چهارشنبه, ۱۲ بهمن ۱۴۰۱ / بعد از ظهر / | برابر با: الأربعاء 11 رجب 1444 | 2023-02-01
کد خبر: 4142 |
تاریخ انتشار : ۰۱ آذر ۱۴۰۱ - ۸:۰۶ |
262 بازدید
0
2
ارسال به دوستان

“به خاطر کندن گل سرخ ارّه آورده‌اید؟ چرا ارّه؟ فقط به گل سرخ بگویید: تو، هی تو خودش می‌افتد و می‌میرد!” (نجدی) تراژدی اول–دختر آبی محدودیت و محرومیت دختران و زنان در کشور ما بعضاً حوادثی را برایشان رقم می‌ زند که تاسف آوراست. مرگ“دختر آبی”یکی ازاین حوادث تلخ چنددهه اخیراست.سحر خدایاری ۲۸ساله موسوم به”دختر […]

“به خاطر کندن گل سرخ ارّه آورده‌اید؟
چرا ارّه؟
فقط به گل سرخ بگویید: تو، هی تو
خودش می‌افتد و می‌میرد!”
(نجدی)

تراژدی اولدختر آبی
محدودیت و محرومیت دختران و زنان در کشور ما بعضاً حوادثی را برایشان رقم می‌ زند که تاسف آوراست. مرگ“دختر آبی”یکی ازاین حوادث تلخ چنددهه اخیراست.سحر خدایاری ۲۸ساله موسوم به”دختر آبی”مثل بسیاری از ماها ازخانواده ای سنتی ومذهبی برخاسته و در دورشته تاپ دانشگاهی کامپیوتروزبان انگلیسی تحصیل کرده بود.از نظر تصمیم‌گیران کشوراو یک گناه داشت،عاشق فوتبال بود. دوست داشت مثل همه زنان دنیابه ورزشگاه برودوبازی تیم موردعلاقه‌اش راببیند.امابه باور مسئولان چنین چیزی برای دختران امکان نداشت.لذا برخی ازدختران بالباس مبدل و پسرانه به ورزشگاه می‌رفتند. در جریان مسابقات جام باشگاهای آسیا بین تیم‌های استقلال والعین امارات دراسفند سال۱۳۹۷،او با پوشیدن کلاه‌گیس آبی و پالتو قصد ورود به ورزشگاه را داشت که در مقابل بازرسی بدنی، به مامور اعلام میکند دختر است، لذا دستگیر و دو روز در زندان قرچک بازداشت می‌شود.برای فردی که ازخانواده سنتی ومذهبی است،این نوع بازداشت‌ها گران وسنگین تمام میشود.پس از آن وی چند دفعه‌ای برای دریافت موبایل و وسایل شخصی‌اش که توسط ماموران ضبط شده بود به دادگاه می‌رود.در یکی از این دفعات مسئول یا نامسئولی! به وی می‌گوید”به۶ماه زندان محکوم شده”و یا”در صورت محکومیت،۶ماه زندان خواهد داشت”.
در نهایت دختر آبی هوادارفوتبال این سرزمین، به خاطر فشارهای روانی در مقابل دادگاه خود سوزی می‌کند وپس ازچند روز بستری در ۲۹سالگی بابدرودی غم‌انگیز و دردناک به همراه هزاران آرزو می‌‌‌میرد.
مرگ اوغوغایی در ایران وجهان به پاکرد.علاوه بر ورزشکاران و هنرمندان ایران وجهان، سیاستمداران هم دهان به اعتراض و تاسف گشودند.مرگ این دختربحرانی چندهفته‌ای را برای ایران در سطح جهان رقم زد.
مهر۱۳۹۸،برای بازی ایران وکامبوج بافشار و تهدیدفیفاپای دختران به ورزشگاه باز می‌شود. اما دیگر دخترآبی دربین زنان علاقه مند به فوتبال نیست. اما هنوز در مسابقات داخلی و لیگ برترزنان اجازه حضورندارند.تا آنکه در سال ۱۴۰۱باز هم با فشار و اصرار و تهدید فیفا دختران طرفدارباشگاهها هم اجازه ورود به ورزشگاه را پیدا می کنند تااز نزدیک فوتبال را تماشا کنند.زنان و دختران راه یافته به سکوهای تماشاگران-ازهر دو تیم مهم پایتخت-به یاد دخترآبی گریستندویادوخاطره او را که در آتش تحجّرسوخت گرامی داشتند.
اگر درایت و واقع بینی وعقلانیتی درتصمیم گیران بود،قبل ازابرام و فشار بیگانگان خودمان زودتر زنان را به ورزشگاهها راه می‌دادیم؛شاهد مرگ مظلومانه دخترآبی نبودیم.

تراژدی دومبازهم مرگ دختری
گشت ارشاد درسالهای اخیر-با توجه به تغییرات اجتماعی وتغییرنسل ها- به باور بسیاری،حتی در نزدطیفی ازاصولگرایان،به معضلی عظیم تبدیل شده بود.روزی نبود که جیغ و داد و التماس دختران نوجوان و جوان را در مقابل ماموران درکوی و برزن یا در داخل گوشی‌های موبایل نبینیم و نشنویم.حتی این اواخر نسل نوجوان به ماموران اهانت وفحاشی هم می کردند و ابهت و اعتبارافسران هم فرو می‌ریخت.‌ همه می دانستند این شیوه‌ی مسلمان سازی نیست،

گرتو قران به این نمط خوانی
ببری حرمت مسلمانی


بسیاری ازخیرخواهان گفتند و نوشتند که این شیوه ایمان‌آوری،دین گریزی را به بار می‌آورد. ولی باز سیستم غیرعقلانی،نصایح رانپذیرفت تااینکه دختری شهرستانی،کوردومعصوم به دیدار دایی‌اش به تهران می‌آید.گشت ارشاد او را درمترو دستگیر می کند،او اصرار می‌کند من شهرستانی هستم و اینجا را بلد نیستم. آزادم کنید تا پی کارم بروم.اما ماموران مثل همیشه گوش شنوایی ندارند.آنان نمی‌دانستندکه با این دستگیری چه بحران و جنبش عظیمی را برای آینده‌ی ایران در نزدایرانیان وجهانیان رقم می‌زنند.به عبارتی بازهم بی‌درایتی وپافشاری بر شیوه‌ی غلط ومردود،با مرگ دختری،بحرانی گسترده‌تر ازماجرای دخترآبی آفرید.
جوان‌مرگی مهسا امینی۲۲ساله،اهل سقزدر بازداشتگاه گشت ارشادآغازی برآینده‌ی متفاوت ونامعلوم این سرزمین بوجودآورده است.بیش از۵۰روزاست که کشورفشل شده،اقتصادخوابیده،جهان بامعترضان همراه است.بااین وجودهنوزهم عده‌ای برهمان شیوه برخورد قدیم با مردم و بویژه زنان تاکید دارند.

بی تدبیری تا کجا؟

بازهم سوال همیشگی؛ چرادردستگاه تصمیم گیری ماعقلانیت وتدبیر وجود نداردتا قبل از وقوع حوادث و فجایع بیاندیشد.اگر درایت و عقلانیتی درسیستم وجود داشت وابتکارعمل را دردست می‌گرفتند،نه سحرخدایاری-دختر آبی- معصومانه می‌مرد و نه مرگ مهساامینی- ژینا- در بازداشتگاه رقم می‌خورد.

✍️سعید معدنی

    برچسب ها:
لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسطهفت مهر در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    نظرتان را بیان کنید

    P